• استهبان - باغ جوزا

  • آبشار استهبان

  • انجیرستان استهبان

  • استهبان - امامزاده پیر مراد

  • استهبان – لای تاریک

  • استهبان – چارچه

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
جواد خیرات
جواد خیرات

جواد خیرات

مدیر سایت . نوشته شده در شهدای استهبان 1032 بدون نظر

[ارسال شده در بخش شهدای استهبان/highlight]

اطلاعات شهید

نام پدر : غلامرضا

تاریخ تولد : ۱۳۴۲

تاریخ شهادت :۶۳/۱۲/۲۵

محل شهادت : شرق دجله

تحصیلات :دوم دبیرستان

شغل : کارمند

وصیت نامه شهید عزیز جواد خیرات

 

ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین.

«اِنَّ اْلَذِینَ آمَنوُاْ وَاْلَّذِینَ هَاجَرُوا وَجاهَدُواْ فِی سَبِیِل اْللَّهِ اُوْلائِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اْللَّهِ وَ اْللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ.»

کسانی‌که ایمان آوردند و کسانی که مهاجرت نمودند و در راه خدا جهاد کردند، آن‌ها امید] به[ رحمت پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.

به نام خداوندی که جانم به دست اوست، مرگم به دست او، زندگی‌ام به دست اوست و جز او به کسی امید رحمت ندارم و خدایا تو شاهدی که در این دنیا کاری نکرده‌ام که مورد رضایت کامل تو گردد.

پروردگارا، گناهانم را در این دنیا پوشاندی، ولی به ستار العیوبی تو در آن دنیا محتاج توام و ترسان و لرزانم که چگونه در آن دنیا از شرمندگی سرم را بالا کنم، پروردگارا چگونه به علی (ع) بگویم من شیعه تو بودم در صورتی‌که مخلص نبودم متّقی نبودم، گـناهکار و روسیاهـم چه کـنم ولـی راهی برایـم باز اسـت کـه همان رحـمـت بی منتهای توست. پروردگارا، اگر گناهان من بزرگ است تو هم بزرگی، ]هم[ بخشنده و مهربان وقتی که آیه‌ی «ان الله یغفرالذنوب جمیعاً» را می بینیم شادمانم، ولی وقتی که به «مثقالاً ذرهً شره یره» برخورد می کنم نالانم، وقتی که امام بزرگوار و معصوم مولای متقیان علی(ع) از آتش جهنم می ترسد و صورت خود را مقابل تنورمی گیرد من باید حساب کار خودم را بکنم؛ در این جا من چه کاره‌ام در حالی که روز به روز بر گناهانم افزوده می شود؛ ولی باز می شنوم «انه هوالغفور الرحیم» به درستی که خداوند بخشنده و مهربان است و تمام امیدم به رحمت توست.

برادران و خواهران گرامی از هیچ کوششی در راه خدا دریغ نکنید و در مقابل دشمنان استقامت کنید و بکوشید تا جامه‌ی ذلت نپوشید همیشه و در همه جا به اسلام وفادار باشید و سختی‌ها و ناملایمات زندگی شما را از مسیر اصلی خارج نسازد و در مادیات وارد نشوید که ا نسان را به هلاکت می رساند.

ای مردم به جبهه ها بروید، پیش از این که پشیمان شوید و بدانید آن‌قـدر که من و شما به جبهه احتیاج داریم، جبهه به ما احتیاج ندارد. ای برادران عزیز اباعبدالله حسین(ع) چشم به راه مردم ایران است و منتظر است که مردم به سوی حرم او بشتابند و ضریح مقدّس  ]او[ را در آغوش بگیرند.

امت مسلمان ما که در راه رسیدن به حرم اباعبدالله(ع) کوتاهی نکردیم و آرزوی ما هم همین بود که روزی راه کربلا برای شما مخصوصا برای خانواده‌های شهدا باز کنیم، ولی چه کنیم که کفّار سدّ راه ما هستند و خون ما را می ریزند و نمی گذارند دست ما به حرمش برسد؛ ولی به یاری خداوند متعال که فرمود: «یا اَیُهَا الَّذِینَ امَنُوا إِنْ تَنصُرواْ اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ اَقْدامَکُمْ.» این سدّ راه را، خواهیم شکست و استقامت و صبر ما و شما نشان خواهد داد که چگونه در آینده‌ای نه چنـدان دور کـلمه کربـلا ما می آییـم را تحقّـق خواهیم بخشید.

و بالاخره تو هم ای مادر مهربانم؛ صبر کن در مصایب و ناراحت نباش و از هجر فرزندت اشک ندامت نریز و بدان که کسی در این دنیا‌ی فانی نمی ماند و «کل من علیها فان» همه چیز و همه کس رفتنی است ولی یکی امروز و دیگری فردا، قافله‌ی زندگی در حرکت است و سریع السیر پیش می رود و خوشا به‌حال آنان‌که در این دنیا اطاعت و بندگی خدا کردند و از معصیت‌ها دور بودند.

در پایان از همه‌ی مردم می خواهم که مرا به بزرگواری امام حسین(ع) ببخشند و از دوستان و رفیقان    می خواهم که برایم طلب مغفرت کنند. «فاین تذهبون؟» پس به کجا می روی؟  به کربلا می رویم، به نینوا   می رویم، رو به خدا می رویم ولی:

بـاید از فیـض شـهادت، دین حـق احیا کنم
جـان خود تقدیم راه خالق یکتا کنم
بایـد از جـان بگـذرم در راه اسـتقلال دیـن
می روم تا بـا جهـادم عالـمی شیدا کنم
گر شهادت آرمان ماسـت از مـردن چه باک
می روم تا در بهشـت قدسـیان مأوی کنم
می ستیزم با هر آن کس دشمنی با حق کند
گر چه باشد یار من از یاریش منها کنم
از تهـاجم، انـقلاب مـا گـره ها خـورده اسـت
می روم تـا آن گـره را بـا جهادم وا کنم
دشمـن کـافـر نـخـواهد گشـت سدّ راه من
می روم کفّـار را، با خون خود رسوا کنم
سیر هرگز ناشدم از زندگا نی، لاجرم
از برای حفظ دین باید که خون اهدا کنم
می روم مادر دل خود را مرنجان از فراق
گر کشم یا کشته گردم، با خدا سودا کنم
می روم تا جان خود سازم فدای رهبرم
جان رهبر، این سخن با خون خود امضا کنم
مهر مهدی] عج[ تا به دل دارم بود حق حامیم
گر نمی باشم چو در قعر دریا جا کنم
گر ندای صدیق باور می کنی، این ایده‌ام
حاضر] م [ گفتار خود را با عمل امضا کنم

 

به امید پیروزی نهایی حق بر باطل و پیروزی مستضعفان به ستمگران.

خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

                                                 برای همیشه خداحافظ.

جواد خیرات

دیدگاهتان را بنویسید