• استهبان - باغ جوزا

  • آبشار استهبان

  • انجیرستان استهبان

  • استهبان - امامزاده پیر مراد

  • استهبان – لای تاریک

  • استهبان – چارچه

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6

وجه تسمیه

استهبان

کما بیش در منابع تاریخی و جغرافیائی متعددی ما نامی از سرمین استهبان آورده شده است فارسنامه ناصری گوید که نام این شهر استهبانات بوده است که پس از استیلای عرب به “اصطهبانات” تغییر یافته است . حدود العالم با استناد از المسالک و الممالک اصطخری شهر را “اصطهبان” و ” اصطهجان” می نامد ، این بلخی در فارسنامه خود به اصطهبان اشاره دارد ولی نزهه القلوب آنرا “اصطهبان ” ذکر می کند ، ابن حوقل و مقدسی نیز در کتاب خود “اصطهبانات ” آورده اند .ریشه کلمه استهبان  از واژه ای پهلوی (  ِاسته ، اَسته، هسته + بان ) که بخش اول بمعنای انگور و بخش دوم بمعنای نگاهدارنده یا نگاهبان است که در حالت پیوسته به معنی      ” انگورستان ” و محلی جهت نگهداری و حفاظت از انگور می باشند .

در شکل های دیگر اگر “سته” را بصورت ” اَستَه” بخوانیم واژه ای پهلوی خواهد بود به معنای جسم ، بدن و استخوان که همین کلمه به صورت “هسته” نیز بکار می رود.

“اِسته” به معنای ستیزه و لجاجت ، ” اِسته” یعنی ستوه و به تنگ آمدن و ” اُسته” یعنی کفل است واژه “اُسته” به گروه نژادی خاصی -واسطه بین اسلام و ایرانی – گفته می شود که اکنون در ناحیه قفقازیه در جنوب شوروی سابق و غرب دریای خزر زندگی می کنند . علاوه بر اینها کلمه ” اِستَبذ” نیز وجود دارد که عنوان خاصی در تشکیلات درباری ساسانیان ( رئیس تشریفات درباری ) بوده است . دهخدا در معنی “سِته” می گوید آن انگور است که به عربی ” عِنَب” گویند و همچنین به صورت مشدد “سِتَه”نیز خوانده میشود.

گرچه سِته دلش بیافشارند      قطره جود از آن برون نارند ( عسجُدی)

فرهنگ انجمن آرا نیز “سته” را به همین معنی آورده است و می گوید که سه دانه انگور، هسته ، که در میان انگور است چنانچه منوچهری در همین معنا شعری دارد .

انگور به مانند زنی غالبه رنگ است                         اورا شکمی همچو یکی غالبه دان است

اندر شکمش هست یک جان و سه تا دل                       وان هر سه دل او را زسه پاره استخوان است

و اما در باب وجه تسمیه شهرستان استهبان شاید بتوان گفت این نام بخاطر کوهستانهای وسیع با باغات فراوان انگور بوده است . این انگورستان ها در زبان محلی به “انگورستانهای بَش ” معروفند . گرچه امروزه کشاورزان و درختکاران این شهرستان بیشتر به انجیر کاری روی آورده اند اما هنوز پرورش درختان انگور از مشاغل پر رونق آنان است بطوری که در حیاط خانه های خویش نیز انگور پرورش میدهند و کمتر خانه ای در استهبان یافت می شود که درخت انگوری صفا بخش حیاطش نبوده و شاخه های سرسبز و پربار آن از دیوار هایش آویخته نباشد.

هم اکنون به زبان محلی شهرستان را “صابونات” می گویند که در اصل همان “اصطهبانات” است

استخربان

 

دیدگاهتان را بنویسید